یــــاوه گــــو!

اگر یک فکر احمقانه را حتی پنج میلیارد نفر هم قبول داشته باشند،باز هم آن فکر احمقانه است."مارکس"

عیدی بدم خدمتتون...!!

شنبه بیست و هفتم اسفند 1390

یک سال دیگر هم گذشت... یک سال از عمر ما کم شد... از بچگی هامون یک سال بیشتر دور افتادیم... یک سال به پیری هامون نزدیک تر شدیم... بعضی ها به خوشبختی نزدیک تر میشن...بعضی ها به بدبختی هاشون نزدیک تر میشن... بعضی ها اصلا نیستن تو این دنیا... قراره به دنیا بیان... اونام یک سال به سرنوشتشون نزدیک تر میشن!!! بعضیا تموم شدن و رفتن، کسی ازشون خبر نداره...فقط تنها اتفاقشون نزدیک تر شدن سالگرد مرگوشونه...!!!!

 

 

نمی دونم دارم چی میگم، نوروز چه ربطی به مرگ داره آخه؟؟

چه ربطی به بچه ای داره که هنوز به دنیا نیومده؟؟؟

خواستم طبق عادت و عرف و ... این جمله ی تکراری که تو این روزها برای همه عادت شده و مثه ایرانسل که پیام میده و حوصله ی خوندنشو نداریم، اگه پیام تبریک سال نو میاد زود صفحه رو میبندیم، بهتون بگم سال نو مبارک ولی چون خودم چندشم میاد این جمله رو نمیگم... خودتون اگه دلتون خوشه سال نوتون مبارکه و اگرم ناخوشه خدایی نکرده، اگرم از کل ادبیات دنیا کمک بگیرم برای یه جمله ی قشنگ برای تبریک استفاده کنم باز به دلتون نمیچسبه... امیدوارم که این طور نباشین....

 

راستی بهتر بود آخرای سال رو جشن بگیریم یا اول سال رو ؟؟؟

آره آره این عید مخصوص ماست اصن...باید اول سال باشه... بله من الان به خودم مغرورم که این عید مخصوصه ماست (پ نه پ مخصوص پنیر کوزه س)... بیشتر شبیه یه کمدی و حرف مسخره س!!!!! میگی چرا؟؟؟

خب چون هر چی به وضعمون نگاه میکنم و به دور و بریام نیگا می ندازم میبینم بیشتر خوشحالند که یک سال به مرگشون نزدیک تر میشن!!!! خب مسخره س که بیام به این فکر کنم و مغرور بشم که این یک جشن و عید باستانی است!!!! زنده نگه داشتن تاریخ های درخشان به فیلم بازی کردن و حرفای قلمبه سلمبه زدن نیست... به چیزای دیگه ای که خیلی با ما غریبن.... نه نه ببخشید، ما با اونا غریبه ایم... اِ ... باز نشد!! راستی کی با کی غریبه ست؟؟ اصن شاید یه جنس نباشیم با گذشته مون... یارو اون سر دنیاس بیشتر به پاکی های گذشته ی ما نزدیکه اون وقت ما میایم به خودمون افتخار میکنیم برای گذشته مون!!!!!!

 

کلا آدمای خود بینی هستیم ما... هیچ وقت اومدیم به پدر بیچاره ای فکر کنیم که به خاطر نداری داره فقط دروغ، عیدی میده به بچه هاش... هر دروغی که یه جوری باشه بچه هاش زیاد احساس نداری نکنن... پیش دوستاشون زیاد سر به زیر نباشن.... نه والا فکر نمیکنیم...میدونین چرا؟؟؟ چون آدمای بدبختی هستیم ما...بی تعارف میگم خــــــــــــاک تو سرمون....میدونین چرا بدبختیم؟؟ چون فقط به فکر معامله هستیم... _جانم؟؟ _معامله با کی؟؟؟ مگه هر کدوممون یه بنگاه بزرگ راه نداختیم با خدامون؟؟؟ معامله با خدا رو میگم دیگه!!!!!!! .... _جانم؟؟؟ _می فرمایید چه ربطی داره؟؟؟

 

جانه من راستشو بگین اگه خدا رو سرمون واجب میکرد که باید مثلا طبق فلان فرمول بر هر مسلمانی واجب است که سال نو مثلا اینقد جریمه رو بپردازه مثله ماه رمضان!!!! کی فقرا رو یادش میرفت؟؟؟ البته باز کسی به فکر فقیرای بدبخت بیچاره نبودناااااا... مثه همیشه به فکر سود بردن از معامله شون با خدا میبودن که مبادا اون دنیامو از دست بدم...!!!!!!!!

 

کلا ما زاده ی زوریم...زور نباشه چیزی حالیمون نیس!!! از همون روز اول که زورکی کله مون رو گرفتن و با فشار و درد، آوردنمون بیرون به دنیا و ما جیـــــــــغ میکشیدیم!!!!!!! یادش بخیر اون روز اول هیچ وقت یادم نمیره چقد گریه کردم اون خانم که ماما صداش میزدن وقتی تشریف آوردم به دنیا و این جهان را منور ساختم همین خانم ماما چطور مثه باتیستای کشتی کج کار دو تا پامو گرفت و وارونه م کرد و چارتا ضربه ی قشنگ نثار پشتم کرد...!!! با خودم میگفتم این دیونه چرا اینکارو میکنه من که کاریش نداشتم!!! لابد داره تنبیه م میکنه که این چند ماهه مادرمو اذیت کردم!! ولی تازه الان میفهمم، دستش درد نکنه!!!!!!!!!!!!!

منم عجب آدمی هستم هااا نا سلامتی خواستم عید رو تبریک بگم!!!!! لابد قسمت نبوده بگم!!!!!!! ها؟؟؟ نمیشه که زورکی قسمتو تغیر داد...آره این یکیو نمیشه زورکی تغییر داد!!!!!!

 

خلاصه به بزرگی خودتون ببخشید دیگه....وراجی زیاد کردم...

 

پ.ن : وا ئه م سال، سالی تازه یه نه وروزه هاته وه.... جیژنیکی کونی کوردا به خوشی و به هاته وه......... تو خوا کام خوشی؟؟؟ قورمان به سه ر بو خومان و چوار پارچه مان... ده ی با هه ر خوا لی خوش بوو کا حسن بخوینیتوو ئیمه یش بوی هه لپه رین........به و به ختین، به و به خت............


مهدی
یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 02:35 ق.ظ
سلام کاک پویا-لحظه ها عریانند به تن لحظه ی خود جامه ی اندوه مپوشان هرگز
نازمینا
سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391 01:54 ق.ظ
سلام خوبید؟....بسیار زیبا بود... تعجب کردم دیدم که یه انسان دیگه هم مثل من فکر کنه...شما حقیقت تلخی ره به رخ کشیدید که جالبه
پاسخ پویا : سلام...مرسی ممنون... منم خوشحالم که همچین دوستی پیدا کردم :)


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات