فال حافظ
"/> یــــاوه گــــو! - مطالب شهریور 1390
یــــاوه گــــو!

اگر یک فکر احمقانه را حتی پنج میلیارد نفر هم قبول داشته باشند،باز هم آن فکر احمقانه است."مارکس"

لبریز از ...

یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390

سلام سلام صد تا سلام، دی لی لای دی لای لای

خان دایی جان ، خان دایی جان، دی لی لای دی لای لای ( راستی یادتونه؟؟!!)

این بار با یه شعر از خودم اومدم خدمتتون، منی که زیاد اهل شعر نیستم!! فقط گاهی وقتا دکلمه شعر هایی از شاملو و حسین پناهی گوش میدم و البته عاشق سبک شعریه "دکتر فرهاد پیربال" (شاعر کورد) نیز هستم و همین قد کفایت میکنه تا حس شعریم گل کنه!!

غرق شده در عمق افکار عمیقم، عمقی برآمده، بالاتر از یک قله.....

مثل همیشه....

در دنج ترین جای دنیا.... نمی شنوی صدایی جز صدای خودت و نوایی جز نوای خودت.....

فکرم به این همه دردِ زیبا، با آن همه آرایش غلیظ.....

فکرم به گفته های نا گفته از ترس،

     اما نه ترس از این زندگی، میترسم از زندگی دوباره.....

فکرم به بازیگران بیچاره

    بازیگرانی بی نام و نا معروف تر از خودم....

فکرم به معشوقه ی درونم، بی جان،

    معشوقه ای که من آن را جان داده ام، و همیشه نا یافتنی....

فکرم به حل یک مسئله ی علمی،

    مسئله ای بی مزه تر از افکارم....

فکرم به حیوانات اشرف،

    حیواناتی عاقل اما بی هوش....

فکرم به پُر کردن افکار پوچم،

    اما لبریز است از پوچی و دیگر جایی ندارد حتی با مشت و لگد، حتی برای شما دوست عزیز....

فکرم به احمق بودن،

     حماقتی تا که خود را از همه چیز وا رهانم

     حماقتی تا که خود را خالی کنم از پوچی

    حماقتی تا که خود را پر کنم از معنی....

فکرم به آینده ای شیرین،

    اما ممنوع از مزه کردنش، از ترس مردن با مرض قند.....

فکرم به مرگ، خاموشی

    نمی دانم، شاید گیرد جانی دوباره، این روح سرد و پوسیده از قند.....

چه زیباست افکارم

آن دم که من هستم و فکر ریدن تو افکارم

اما مگسی دِرُو می کند همه افکارم را، ولی نه از ریشه.....

مثل همیشه.....

دور سرم می چرخد، به آن فکر که منم شیرینی غذایش.....

تق تق دری که آن را برای امانت بسته ام، مرا از مگس هم دور می کند....

شتابان شلوارم را بالا می کشم تا که بیچاره ی پشت در،

از فرط فشار همه جا را مثل افکارم خوش بو نکند....!!!

                                                                "پویا"


بیچاره مانکن!

پنجشنبه هفدهم شهریور 1390

مثل همیشه عصبانی و شاکی هستم از اینکه چرا باید اینقد بدبخت و ضعیف و بی مصرف باشیم؟!! چرا باید اینقد چشم نا پاک نا محترم باشیم؟!!، بی جنبه و کم ظرفیت؟!! آخه چرا نباید خودمون رو حتی در مقابل مانکن های داخل ویترین مغازه ها کنترل کنیم؟!! چرا نباید اون بدبخت بی جان و بی حس که توانایی دیدن کسی رو نداره در مقابل چشمای نا پاک مون در امان باشه؟!!

آخه اینقد ضعیف؟؟؟؟!!

بهتره که واضح تر بگم، دیروز که مغازه بابام بودم یه مرد به اصطلاح مومن که مدعی مجری دستورات به اصطلاح الهی رو داشت(از طرف اماکن) با سلام الیک بسیار مغرورانه ای وارد مغازه شد و با لحنی به دور از هر نوع احترام و بدون هیچ مقدمه ای گفت که باید تا نیم ساعت دیگه مانکن های داخل ویترین و مغازه رو جمعش کنید!! ، تازه این پایان کار نبود!! ، این مرد مومن که در حال خروج از مغازه بود یه تهدید اساسی هم نثار پدرم کرد و گفت که تا نیم ساعت دیگه اگه جمعش نکنی مغازه ات رو پلمپ می کنم!!!!!!

منم که در این مواقع زیاد نمی تونم جلو خودم رو بگیرم و این تیکه گوشت قرمز صاب مرده کج می چرخه و دهد این کله ی سبز و را به باد،و از این جور حرف ها، نا خودآگاه جمله ای  از دهنم  پرید!!! پدرم یه نگاهی بهم کرد و... بقیه ی ماجرا به خیر گذشت!!

آخر سر هم_ البته نه دیروز، امروز (عجب افتخاری!)_ مانکن های خوش اندام و ماهرخ رو جمعش کردیم تا دیگه هیچ آدم مومنی با دیدن اونا، خدایی نکرده دچار گناه نشن و وخدایی نکرده نتونن پل صراط المستقیم رو لامستقیم برن و ما هم این وسط شریک جرم باشیم و واسه ما هم لامستقیم.!!!

آره دیگه، مثه همیشه ما سواری رو دادیم و اونام، هه یییی، پتکو پتکو پتکو... !

ولی راضیم به رضای خدا!! واز اداره اماکن هم نهایت تشکر و قدردانی رو داریم که باعث بیداری جامعه هستن و امیدوارم که هیچ وقت از لطف هایشان بی بهره نمانیم!! و پیش درگاه خدای خود شکر گذاریم که این همه صبوری را به ما عطا فرموده تا در مقابل این همه توهین صبور باشیم!!

آمین


یه ثانیه وایسا یه سکه ببر!

یکشنبه سیزدهم شهریور 1390

همین چند دقیقه پیش یه دوست برام یه اس ام اس فرستاد که خییییییییییلی برام جالب بود

به خدا گفتم : 100 سال برای تو چقدره؟

گفت: 1 ثانیه!

گفتم: 100000000000 سال چقدره؟

گفت: 1 سکه!

گفتم: اون یه سکه رو بده من

گفت: باشه، 1 ثانیه صبر کن!!


کی شروع شد؟کی تموم شد؟

سه شنبه هشتم شهریور 1390

نمی دونم، یا من خیلی خنگم یا اونا خیلی کلاه بردارن!!

هیچ نتوستم خوب بفهمم برا چیه؟ اصلا هدف چیه؟ ولی این رو مطمئنم که برا اذیت کردن نیست!! برا آزمایش_مازمایشم نیست! فقط و فقط برا خودمونه و دیگر هیچ...

رفیق، داری به چی فک می کنی؟ ماه رمضان و روزه و... اینا رو دارم می گم، واس خاطر همینم دارم می گم کی شروع شد؟کی تموم شد؟

آخه تا جایی که من دیدم اصلا شروع نشده! یعنی تا به حال خودم به شخصه ندیدم کسی روزه رو برا هدفش گرفته باشه و همش برا یه رفع تکلیفه، با یه کم (اونم نه زیاد) ریا و یه سری دیگه از تکالیف، چاشنیش میکنن و دستمال می پیچن و ...  داداش عیدت مبارک!!!!

منظورم از ریا این بود که موقعی که طرف روزه س کمتر چشاش بد می چرخه، یا کمتر زبونش کج میره و یا خیلی کارهای اخلاقی به جای دیگه، که این رفتار انسانیش از اول صبح تا افطاره!! دیگه بعد اون همه چی میاد سر جای اول و خوی حیوانی (ببخشید که یه کم لا پرده حرف می زنم). می دونین واسه چی تو اون چند ساعت، اون خوی انسانی رو داشت؟؟ تا به قول خودش روزه اش باطل نشه!!!. ولی حتم دارم که اون روزه از همون اولش باطله!! ( این حرف رو از روی ارزش انسانی گفتم). آخر سرم که اون روزهای انجام تکلیفش تموم شد، با یه "عیدتون مبارک" قائله رو ختمش می ده و از دست انسان بودن نجات پیدا می کنه!!

 

می دونین چرا اون اول گفتم خنگ؟؟ آخه نمی دونم چرا این جوریه، یا خیلی وقتا که این جور حرف ها از این زبون سرخ صاب مرده میاد بیرون بهم می گن ک....!!

و می دونین چرا گفتم کلاه بردار؟؟ آخه این جماعت (که تعدادشونم کهکشانیه) فک می کنن جزو آدم خوب هان یا به قول خودمون انسانن!! وبا این کار هم کلاه سر من می ذارن هم سر تو و هم سر خودشون! می دونی چرا سر خودشون؟؟ آخه اگه برن اون دنیا کلاهشون پس معرکه س و می بینن، وااااااای، اون قصر شاهی کجاست؟ اون حوریه خوش اندام چی؟ راستی جوب شراب رو نمی بینم!!! تو همین فکرا س که یکی میاد و با یه اوردنگی و دو سه تا کشیده ی آبدار و ... حالشو میاره سر جاش!!!

""فک کرده معامله ش سر گرفته و با رفع تکلیف تونسته بهشت رو بخره!!""

یه چیز دیگه تا یادم نرفته، اینکه آدم های خوب هم کم نیستن ولی حیف که در مقابل این جماعت قابل اغماضن!!

یکی هم در مورد خودم، اینکه فک نکنین که من بهتر از این جماعتم، نه، فقط زبونم درازه!!

 

قبل از اینکه رو ادامه مطلب کلیک کنی، حدس بزن سورپرایزم چیه؟؟!!


ادامه مطلب


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic